تبليغاتX
اشتیاق - بغضی جامانده از دانشکده یا غزه یا یک دلتنگی عاشقانه؟
راس ساعت دو و چهارده دقیقه


دستم بوی تو را می دهد

بوی با هم بودن های طولانی و بی کلام ....

بوی نگاه کردن..... بوی اشک های دیده نشده ی تو

دستم بوی کسی را داشتن می دهد ...

برای دیده شدن ها و دیده نشدن ها

چه قدر لذت دارد برای یک نفر کسی باشی

کسی هستم برای تو....

این را می دانم ...

از انحنای ظلمت فراگیر شب ها

تا روزهای سراسر با هم بودن

...

شاید فردا دیگر هیچ کداممان نباشیم

تا هستیم اما کسی بمانیم برای هم

***

چه طعم عجیبی دارد در این انفجار لفظ های زیبا و حمایت های دروغین بی کس ماندن

در این هر لحظه یک شبکه افتتاح شدن ها و بی خبر ماندن

چه غریب است که تو بمانی میان مرزهایی که از هیچ سوهیچ کس نباشد

بی کسی درد همه ی ماست اما بی کس شدن وحشت می آورد و خروار خروار تنهایی های بی امان

حالا بچه هایی هستند که بی کس شده اند به سماجت های دو گروه برای اثبات بر حق بودنشان

چه فرقی می کند؟

.....

دوست دارم مستند بسازم

روایتی از تمام بی کسی های جهان

روایتی از بغض هم کلاسی ام در دانشگاه که تصویه مالی نیست

روایتی از آدم های منتشر و قدرتمند

روایتی از این روزها ....

 از غزه

***

دوست دارم این بو را

بوی داشتن همدیگر را ....

این را برای همیشه به خاطر بسپار

این بوی کسی بودن را برایم حفظ کن اگر دوست داری

حرمت با هم بودن ها را دوست دارم

....

اگر دلم برات تنگ شود چه نزدیکی و چه در دست رس

در غزه اگر کسی دلش برای کسی تنگ شود چه می کند؟

***

مستند می سازم

از این روزها

از این نگاه های جاری .... این بی کلامی ها

تا انحنای خطوط مرزی .... تا صف منظم پوتین ها

تا آفتاب که بی پناه طلوع می کند  

تا هر کجا کسی می خواهد برای کسی را داشتن بجنگند

تا تقلای یک دانشجو برای رفتن به سر جلسه ی امتحانی که حضورش ممنوع شده است یرای پول ندادن

تا تمام روایت های تکراری تاریخ

شاید کسی جایی کوتاه بیاید و اتفاق خوبی بیافتد

.....

تو اگر کنارم بمانی بهتر خواهم ساخت

به شوق حضور یک نفر که کسی شده است برای من

و دستانش مرا اهلی کرده اند

 

***

مستند می سازم

از دلهره ی از دادن یک عروسک

از ترس های قبل از امتحان

از پشت در ماندن در دانشکده ای که زمانی برایت همه چیز بود

از وحشت بی وطنی

از اشک هایی که گاهی می ریزد به اثبات دوست داشتن ها

چه قدر سوژه

برای با هم بودن

برای با هم ماندن

***

ای دریغ از تو اگر

ای دریغ از من اگر

ای دریغ از ما

.....
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت   توسط   |